![]() |
![]() |
|
| موسيقي ايران زمین About Persian Music |
|
هنر زندگي يا هنر موسيقي اين مطلب ۲۷ آذر ۱۳۸۲ در روزنامه همشهری به چاپ رسيد. اينك در۲۹ آذر، سالگرد فوت استاد بي نظير موسيقي ايراني، ابوالحسن خان صبا، ديگربار آن را ... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 11:23 توسط هوشنگ ساماني |
|
|
موسيقي پاپ در گرداب چاپلوسي چندي پيش مطلبي با عنوان بازار داغ سمفوني ها ابتدا در روزنامه همشهري و سپس نسخه سانسور نشده اش را در همين وب نوشت قرار دادم. خلاصه مطلب، انتقادي بود بر ساخت سمفوني هاي سفارشي كه عنصر تملق و چاپلوسي در آن حرف اول را مي زد و ارادت به پيامبر و امامان تنها پوششي براي رسيدن به اهداف مادي بود. اينك مشابه آن مطلب را در خصوص موسيقي پاپ وطني ديدم كه به قلم خانم سپيده يوسفي در يكي از سايت ها درج شده بود. به نظرم مطلب جالبي آمد كه براي استفاده دوستان لينك آن را در اينجا قرار مي دهم.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 9:25 توسط هوشنگ ساماني |
|
|
شوخي با واحد صدور مجوزهاي موسيقي اين مطلب اسماً و رسماً هيچ ربطي به موسيقي ندارد. در اصل به ناشران كتاب مربوط مي شود ولي چون يك نسخه از آن را براي من فرستادند و فكر مي كنم بدون هيچ دخل و تصرفي براي موسيقي هم صدق مي كند، عيناً و بدون هيچ كم و زيادي در وب نوشت قرار مي دهم. البته حضرات مشغول در مركز موسيقي وزارت ارشاد خيلي به دل نگيرند. ما تلخي هاي مربوط به اخذ مجوز را اينطوري مي خواهيم كمي كمتر كنيم، اگر بشود. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 20:49 توسط هوشنگ ساماني |
|
|
روايتی نو از موسيقی بختياری اين هم محصول يك سال بدو بدو در طبقات ساختمان مركز موسيقي وزارت ارشاد كه سرانجام مجوز دادند. اسماش را خود خواننده انتخاب كرده است. مرزنگ (Merzeng) در گويش بختياري معني مژه است. طرح جلد سليقه من نبود اما ... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 18:30 توسط هوشنگ ساماني |
|
|
موسيقي در تعفن سياست براي برگزاري شب موسيقي بختياري (۱۹ آذر) به خيلي ها رو زديم كمك كنند تا برنامه آبرومندي از آب درآيد. از جمله سياستمداراني كه خودشان برخاسته از فرهنگ بختياري بودند. نتيجه خيلي جالب نبود. بر خلاف حرف هاي شيرين شان، عمل ... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 11:45 توسط هوشنگ ساماني |
|
|
حركتي نو در تعامل موسيقيدانان بر اساس سال ها تجربه روزنامه نگاري در حوزه موسيقي دريافتم كه موسيقيدانان ايراني در تعامل با يكديگر معذورات زيادي دارند و هر گاه بحث عملكرد يكي از ايشان در جمع عمومي مطرح شود، از اظهار نظر واقعي خود طفره مي روند و در غالب ... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم آذر 1385ساعت 11:0 توسط هوشنگ ساماني |
|
|
اركستر ملل براي كه مي نوازد چندي پيش نادر مشايخي رهبر اركستر سمفونيك تهران در گفت و گو با روزنامه تازه انتشار "تهران امروز" گفت: بزرگ ترين دشمن موسيقي ايران، موزيسين ايراني است! چند روز پيش هم در نشست ... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 22:10 توسط هوشنگ ساماني |
|
|
گفت و گو با هنرمند خردسال بختياري مهرناز بزرگ نيا، دختر هشت ساله بختياري ساكن روستاي ده چشمه از توابع شهرستان فارسان واقع در استان چهارمحال و بختياري طرف اين گفت و گو است. با خبر شدم وي براي اجراي موسيقي قرار است در ... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم آذر 1385ساعت 21:20 توسط هوشنگ ساماني |
|
|
فضاي موسيقي امنيتي مي شود پس از روي كار آمدن محمد حسين صفار هرندي به عنوان وزير امور فرهنگي و هنري كشور و طرح سخنان جذابي از سوي ايشان، همگان تصور مي كردند كه وضعيت موسيقي هويتمند ايراني، رو به سامان خواهد رفت. به ويژه آنكه وي سال گذشته در مراسم پاياني جشنواره موسيقي فجر اذعان كرد"زير بال موسيقي فاخر را مي گيريم" اما اينك خبرهاي رسيده از دفتر امور موسيقي وزارت ارشاد نه تنها اميدوار كننده نيست بلكه نگراني هايي را هم دامن مي زند. به تازگي واحد صدور مجوز نوار اين دفتر اعلام كرده است كه صدور مجوز نوار منوط به تشكيل پرونده حراستي براي توليد كنندگان اثر مانند شاعر، آهنگساز، خواننده و ناشر است. دفتر امور موسيقي اين موضوع را دستور از بالا عنوان مي كند و شاخه امنيتي آن دفتر نيز خود را پاسخ گو نمي داند. گفتني است در تمام مدت ۲۷ سال بعد از انقلاب اين نخستين بار است كه موضوع هنر امنيتي مي شود. اينكه نام و مشخصات چند هنرمند در جايي ثبت شود، البته مسئله حادي نيست ولي وقتي آن جاي مورد نظر واحد حراست دفتر موسيقي باشد، خبر از آن مي دهد كه جبهه جديدي در وزارت ارشاد براي كنترل هنرمندان و آثار هنري شان ايجاد شده است. |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم آذر 1385ساعت 12:1 توسط هوشنگ ساماني |
|
|
صداي پاي دمبك اگر شما اهل موسيقي هستيد، پس به احتمال بالاي 90 درصد، بهمن رجبي را مي شناسيد و يا دست كم نام او را شنيده ايد. در حال حاضر همسنگ و هم سن او فقط محمد اسماعيلي را داريم و بقيه بزرگواران تنبك نواز ايراني، از نظر سني در مرتبه پايين تري قرار دارند. رجبي آدم خاصي است. اين را از نوشته ها يش به راحتي مي توانيد دريابيد. البته نواخته هايش كه جاي خود دارند ولي در ميان اهل طرب مثل او كم پيدا مي شود. براي مثال او يك شاعر است، يك نويسنده است ولي خيلي متفاوت از ديگر شاعران و نويسندگان. سرتان را درد نياورم. چند روز پيش سري به سالن رودكي زدم. اركستر ملل به رهبري پيمان سلطاني در حال تمرين بود. قرار است روزهاي 14 تا 17 آذر در تالار بزرگ كشور كنسرت بدهند. در گوشه اي از سالن با بهمن رجبي برخورد كردم كه پس از معارفه و احوالپرسي، يك CD تصويري از كنسرت قبلي اش با اركستر ملل را به من هديه داد. من هم به پاس قدر داني يك نسخه از عاشق نامه –اولين نوارم- را هديه دادم و رجبي بلادرنگ با كنايه گفت: قصد من معامله پاياپاي نبود! خلاصه كنم. در كنار CD يك بسته كاغذ هم بود كه فرصت نشد نگاه كنم. اما در اولين فرصت اين اتفاق افتاد و راستش خوشم آمد. گفتم شايد شما نيكان هم خوشتان بيايد. از اين به بعد هر چه مي خوانيد از بهمن رجبي است، حتي تمام نقطه ها، ويرگول ها و ساير علامت ها.
اهل گيلانم روزگارم بد نيست شبه مغزي دارم، خرده هوشي، سر سوزن ذوقي! كعبه ام رنج و عذاب "حجرالاسود" من روشني ذهن شما همه گويند كه در مكتب من دمبكستان شده آزادستان اهل گيلانم، اما "نسب"ام محتمل است وصل باشد به "نسيم"ي در فارس – حافظ بهمن كش- يا سفالينه اي از خاك جنون بغداد – بابك دشمن كش – يا چه مي دانم؟ شايد "نسب" ام به زني از شجر "سربداران خراسان" برسد پدر و مادرم از كردستان كز ره فقر شدند آواره سوي گيلان عزيز! من شدم معجوني كه به قول شاعر: " نيمي از فرغانه – نيمي از تركستان " ! چه شود؟ همين كه مي بينيد، شد! پدرم، پشت دوتا سرفهي خشك همجنان " دختر رحمان " دلاور خسرو، كه ز يك تب وا رفت رفت و چسبيد به خاك. پدرم وقتي مرد، آسمان مي خنديد به چه؟ شايد كه به گور پدرش! مادرم گريان بود. " هق هقي " كز اثرش، همره شادي طفلانه ي آن در يتيم جگر سنگ به درد آمده بود محشري كبري بود! پدرم وقتي مرد، دمبكي هاي زمان – دنده هفتم آلات طرب – بي خبر از همه جا و همه كس همه سرگرم " تعيش " بودند بي خيال از همه چيز – مثل آن شوخ مشنگ! – همه سرگرم "ترنم" بودند: " همچو فرهاد بود كوه كني پيشه ما" ! ... بعد مرگ پدرم از سر عشق، به مهماني دمبك رفتم من به دشت اندوه من به باغ تحقير من به ايوان چراغاني آن " عبيد زاكان " !؟ رفتم چيزها ديدم در مهماني شاعري ديدم هنگام خطاب، به الاغي مي گفت: پيش امثال شما " ابن سينا " سگ كيست؟ قاطري ديدم بارش تكنيك اشتري ديدم بارش دانش – چارپاچي بر او كتابي چند! – توي يك مجلس حال من كتابي ديدم واژه هايش همه خالي بندي! كه در اين باره به قول قديما گفتنيا: " رو دلم دس نذارين كه كاسه اي پر خونه " رفتم از پله تنبك بالا تا ته كوچه شك تا هواي خنك آزادي بي جهت اين است كه رندان طرب – همه لبخند تمسخر بر لب - : هه هه هه ، اونجا رو باش دمبكستان شده مجنونستان! ها ها ها اي كيلينتون! به فداتان چه قدر طنازيد؟! اهل گيلانم پيشهام تعليم است علم " داخ داخ دارا راخ راخ " ، اما مانده ام سرگردان به كه تعليم دهم علم " خود آرايي " را؟ از براي دل صاب مردهي خود يا كه دل خلق خدا دمبكي مي زنم و گاه كه فرصت باشد – همچو امروز كه هست – " چرت و پرت " ي هم روش! نام و نان همچو زني هرجايي در نگاهم سه طلاقه ست هنوز ... |
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم آذر 1385ساعت 9:30 توسط هوشنگ ساماني |
|
|
توضيحي در باره مطلب درويش خان آقاي مهندس امير منصور كه در خصوص صفحه هاي موسيقي دوران قاجار اطلاعات جامعي دارند، در ارتباط با مطلب درويش خان نكاتي را متذكر شده اند كه در اينجا نقل به مضمون مي كنم. ۱- درويش خان نخستين قرباني اتومبيل در ايران نبود. ۲- ركود چند صد ساله خلاقيت هنري پيش از درويش خان بر خلاف مستندات تاريخي است. خدمت اين دوست گرامي عرض كنم كه در خصوص بند ۱ حق با شماست اما در خصوص ركود يا عدم ركود موسيقي ايراني پيش از درويش خان، ما مدارك صوتي نداريم. تنها بر اساس گنجينه باقي مانده از دوران قاجار مي توانيم قضاوتي در باره موسيقي آن زمان داشته باشيم. آنچه از صفحات باقي مانده به گوش مي رسد و آنچه درويش خان در مدت عمر خويش ابداع كرد، تفاوت قابل ملاحظه اي دارند. درويش خان آثاري پديد آورد كه در زمان خود يك نوآوري جسورانه بود و درويش خيلي خوش شانس بود كه نوآوري هايش مانند وزيري به سد منتقدان برخورد نكرد و خيلي زود در جامعه هنري جا باز كرد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 16:45 توسط هوشنگ ساماني |
|
|
صفحه نخست تماس با من Contact Me آرشیو |
| درباره وبلاگ |
هوشنگ سامانی
آهنگساز و روزنامه نگار موسیقی آثار منتشر شده: 1- عاشق نامه(1) با صداي علی امير قاسمی، مهدی محمدی و حسين بهاربين 2- مرزنگ(موسيقی بختياری) با صدای شهرام براتپوری 3- مرحمت با صدای اشکان کمانگری (در شرف انتشار) |
|
RSS
|