X
تبلیغات
موســــيقی مــا - نغمه گران حماسه های معاصر

موســــيقی مــا

موسيقي ايران زمین About Persian Music

نغمه گران حماسه های معاصر

نغمه گران حماسه های معاصر

روزهای پایانی شهریورماه یادآور رویدادی كم‌نظیر در تاریخ کشور ماست. 27 سال پیش در چنین روزهایی، اتفاقی بزرگ برق حیرت بر چشمانمان نهاد. خبر این بود: «ارتش عراق از طریق مرزهای زمینی، هوایی و دریایی به ایران حمله كرد». خبر ‌چنان غافل‌گیركننده بود كه نفهمیدیم چه بود و چه شد تا این‌كه به ده روز نكشیده، همشهریان جدیدی یافتیم. هموطنان آواره و جنگ‌رمیده كه برای مدتی كوتاه به میهمانی آمده بودند، اقامت‌شان هشت سال طول كشید. این تنها یكی از صدها یا هزارها اتفاق و رویداد آن دوران بود. هیچ‌چیز و هیچ‌كس از این ماجرا بی‌تأثیر نماند و هنر و فرهنگ ما نیز به طریق اولی شاخ‌اش به شاخ انقلاب و جنگ گیر كرد. در این میان، موسیقی و شعر به دلیل ویژگی‌های منحصربه‌فردشان، خیلی سریع‌تر و عمیق‌تر واكنش نشان دادند. این نوشته به طور خلاصه ماجرای درگیر شدن موسیقی ایرانی با مقوله جنگ و دفاع از میهن را به تصویر می کشد.

در پی پیشروی نیروهای عراقی به سوی شهرهای مرزی و ناهماهنگی سامانه‌ی دفاعی كشور به دلیل انقلاب، مام وطن فرزندان‌اش را به یاری طلبید. هركس فراخور حال و توان خود، اسلحه‌ای برداشت و عملیاتی را آغاز كرد. از اهالی موسیقی نیز دسته‌ای به فرماندهی محمدرضا لطفی گرد آمدند و نخستین عملیات ضدجنگ خود را در دستگاه ماهور، بدین شكل آغاز کردند:

برخیز كه دشمن به دیار آمده امروز

ای شیردلان وقت شكار آمده امروز

 

تصنیف عاشقان سرمست با آهنگ محمدرضا لطفی و صدای شهرام ناظری

 

بخش اول را دانلود کنید

 

بخش دوم را دانلود کنید

 

 

البته آنها در انجام این‌گونه عملیات خام نبودند، ‌بلكه پیش از این، هنگام مبارزه با دستگاه پادشاهی پهلوی و پس از آن به هنگام ثبیت انقلاب، عملیات‌های گوناگون و موفقی را در پرونده‌ی خود داشتند. مركز فرماندهی آنها محلی به نام كانون چاووش بود. این كانون بدین منظور تأسیس نشده بود، بلكه با خیزش موج انقلاب، اعضای آن‌كه شور انقلابی در سر داشتند، كاربری آن را موقتاً عوض كردند. چاووشیان نخستین كار حماسی خود را پیش از فروپاشی رژیم پهلوی و به صورت زیرزمینی تولید كردند؛ غزل معروف فرخی یزدی در ابتدا با همخوانی گروه و بعدها با تکخوانی شهرام ناظری در دستگاه ماهور، چند ماه پیش از پیروزی انقلاب ضبط و پخش گردید:

آن زمان كه بنهادم سربه‌پای آزادی

دست خود ز جان شستم از برای آزادی

 

حسین علیزاده و محمد رضا لطفی

 

اما دفاع از میهن آسان نبود و هزینه های زیادی در بر داشت. خون های زیادی ریخته شد تا محاصره آبادان شكسته شود و چكامه ای دیگر شكل بگیرد، «شهید» و «كاروان شهید» باز هم با صدای ناظری. اولی را حسین علیزاده ساخت و دومی را محمد رضا لطفی.

 

کاروان شهید با آهنگ لطفی و صدای ناظری را دانلود کنید

 

تصنیف شهید با آهنگ علیزاده و صدای ناظری را دانلود کنید 

 

اگر انقلاب را به دگرگونی عمیق، تعدیل نگاه‌ها و تغییر كاربری‌ها تعبیر كنیم، می توان گفت وقایع سال‌های 57 تا 61 ، به واقع انقلابی در موسیقی ایرانی هم بود. انقلاب كار یك نفر نیست، اما هر نفر می‌تواند در شتاب و جهت‌گیری آن اثرگذار باشد. به همین دلیل، تحولات موسیقایی این دوران را نمی‌توان به یك نفر نسبت داد، اما نقش‌های برجسته همیشه به چشم می‌خورند و اگر دنبال بزرگ‌ترین باشیم، چاره‌ای نداریم جز این‌كه نشان موسیقی حماسی ایران را به گردن محمدرضا لطفی بیندازیم. موسیقی سراسر هیجان وی، به واقع برخاسته از تجربه‌های موفق عارف قزوینی و روح‌اله خالقی در حماسه‌سرایی است. عارف قزوینی به‌عنوان آغازگر این‌گونه موسیقی در تاریخ مكتوب موسیقی ایران، تك و تنها هم می‌سرود، هم آهنگ می‌ساخت و هم اجرا می‌كرد. این رویه از زمان روح‌الله خالقی، جایش را به كار جمعی می‌دهد و در سال‌های پر التهاب انقلاب، كارهای گروهی و مشاركتی انسجام بیشتری می‌یابد. افرادی با گرایش‌های متفاوت، از زادگاه‌های متفاوت‌تر، زیر پرچمی به نام وطن گردهم می‌آیند و تجربه‌ای شاید تكرار ناشدنی در تاریخ موسیقی ایران صورت می‌گیرد. از آنجا كه شیوه‌ی جدید متكی به فرد نیست، كارها تقسیم می‌‌شود؛ شاعران: هوشنگ ابتهاج, زنده‌یاد جواد آذر، برزین آذر مهر و...، خوانندگان: محمدرضا شجریان و شهرام ناظری، آهنگسازان: پرویز مشكاتیان، حسین علیزاده و ناخدای موسیقی حماسی ایران، محمدرضا لطفی. نوازندگان هم در بیشتر اجراها شامل برادران کامکارها، علی اکبر شکارچی، هادی منتظری، زیدالله طلوعی، اسماعیل صدقی آسا و تنی دیگر بودند.

لطفی بعد از "کاروان شهید" برای جانبازان هم تصنیف ساخت. اثری با مطلع بشنوید ای گروه جانبازان در آواز بیات اصفهان که به صدای جاودانی محمد رضا شجریان مزین شد. او آخرین چکامه اش را در فردای غرورآفرین آزادی خرمشهر سرود. بهتر است بقیه را از زبان خودش که برای شاگردش رضا موسوی زاده* تعریف کرده است، بشنوید: "یک روز وقتی پس از پایان تدریس در کانون چاووش، بیرون آمدم، متوجه شدم سر و صدای زیادی در خیابان جاری است و خودروها چراغ هایشان روشن. پرسیدم چه خبر است؟ گفتند، خرمشهر آزاد شده است. ناخودآگاه این تصنیف با همین حال و هوا در ذهنم شکل گرفت و سرانجام اجرا کردیم."

 

 محمد رضا لطفی و شهرام ناظری

 

تصنیف "ظفر" در چهارگاه با صدای مهیج و شورآفرین شهرام ناظری، شیرینی ناشی از پیروزی رزمندگان ایرانی در جلگه خوزستان را برای همه ایرانیان دوچندان کرد. این تصنیف با صدای محمد گلریز هم اجرا شد ولی نسخه منتشر شده اش با صدای ناظری بود. او پس از این کم کم بار سفر بست و همینطور پرونده موسیقی حماسی در گونه ای خاص بسته شد. پس از رفتن لطفی، آثار تولیدی رادیو و تلویزیون در این خصوص، گر چه کم نبود اما به درستی جایگزین یا همطراز آثار ماندگار او و یارانش نشد و عجیب آنکه تقریباً در هزاران کنسرتی که پس از مهاجرت لطفی تا بازگشت وی، در صحنه های مختلف ایران جریان داشت، به حز یکی دو مورد، هیچ گروهی بازنواخت این آثار پرمایه را تجربه نکرد. نمی دانم زمانه ایجاب نمی کرد یا اجرایشان سخت بود و یا اینکه نسل جدید عارش می آمد به اینگونه آثار بپردازد! اما چندی پیش در مجموعه برنامه شب های موسیقی ایران، همشهریان محمد رضا لطفی در قالب گروه درویش خان از شهر گرگان، سنت شکنی کردند و دو تصنیف حماسی او را بازنواختند. در اینجا به جای نسخه اصلی، شما را به شنیدن نمونه** اجرای گروه درویش خان از تصنیف ظفر دعوت می کنم.

 

تصنیف ظفر با اجرای گروه درویش خان و صدای ابوالفضل باقری

 

بخش اول را دانلود کنید

 

بخش دوم را دانلود کنید 

 

* رضا موسوی زاده خاطره دیگری هم از شهرام ناظری برایم تعریف کرد. می گفت وقتی به ناظری گفتم زیباترین تصنیفی که خوانده ای، کاروان شهید است، ناظری حرفم را تأیید کرد و گفت: بله، آن موقع در استودیو حس خاصی داشتم. چون یکی از آشنایان من هنگام هجوم عراقی ها به خرمشهر در پاسگاه مرزی این شهر مورد اصابت نخستین گلوله کشنده آنها واقع شده بود. وقتی این تصنیف را می خواندم، تمام حواسم به آن عزیز شهید بود و گریه امانم نمی داد و با همین حال تصنیف را خواندم.

 

** این نمونه صوتی را یکی از دوستان با دستگاه کوچک خود از فضای عمومی تالار وحدت ضبط کرده است و کیفیت مناسبی ندارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 21:30  توسط هوشنگ ساماني  |