![]() |
![]() |
|
| موسيقي ايران زمین About Persian Music |
|
به انگیزه درگذشت استاد حاج قربان سلیمانی آنکه با ساز دلش رو راست بود نخستین دیدار زمستان 76 تالار وحدت، شب پایانی جشنواره موسیقی فجر جمعیت از اینکه کوک کردن تارهای یک گروه اسم و رسم دار خیلی طول کشیده است، به ستوه آمده اند. حسین علیزاده و تنی دیگر از نام آوران موسیقی ایران در ردیف جلو سر به زیر نشسته اند. همین چند دقیقه پیش بود که رامیز قلی اف بی امان تار آذری اش را به خروش آورده بود و در نیمه های راه با آنکه یکی از سیم های پاره شده تار در تلاءلو نور چراغ های تالار چپ و راست می رفت، از نواختن باز نماند. و این به شرمندگی حاضران می افزود که هموطنان شان 20 دقیقه به کوک تار مشغول اند و شنوندگان را کلافه کرده اند. با لباس محلی اش از ردیف میانی تالار به پا خاست و اعتراض کنان از مجلس خارج شد. کلام اش مفهوم نبود ولی اشاره دست اش به سمت نوازندگان و چهره برافروخته اش حکایت ها داشت. او می توانست همانند سایرین، دندان روی جگر بگذارد و محافظه کاری بکند و ملاحظه همکاران موسیقی دستگاهی اش را بنماید ولی نکرد. نخواست به خودش دروغ بگوید. دلش از وضع موجود به درد آمده بود. پس حرف دل را بر دست و زبان جاری کرد.
آخرین دیدار بهار 8۲ فرهنگسرای نیاوران، جشنواره دوتار نوازان، سالن خلیج فارس نوبت اجرای تنبور نوازی زنده یاد درویش امیر حیاتی است. اما چشمانم او را می جویند. ناچار می بایست بین اجرای درویش امیر حیاتی و دیدار حاج قربان یکی را برگزینم. در محوطه سرسبز فرهنگسرا با پسرش علیرضا و عده ای دیگر گپ می زنند. لحظات زیبایی را با گنج راستین ملی سپری کردیم. از سالن آمدند و گفتند حاجی نوبت اجرای شماست. اما دیر هنگام بود. صدای اذان از لابلای درختان فرهنگسرا شنیده می شد. در حالیکه آستین هایش را بالا می زد، گفت الان وقت نماز است. بگذارید بعد. و رفت تا وضو بگیرد. او از معدود و شاید تنها موسیقیدانی بود که تظاهر به دینداری می کرد. هر چه بود خودش بود، چه در خانه اش علی آباد قوچان و چه در تالارهای شهر تهران. اهالی موسیقی ایران به طور معمول سر و کاری با دین ندارند و یا اگر دارند در خلوت خودشان است. من تا کنون تظاهری از جانب ایشان ندیدم. با این ذهنیت هر موسیقیدان دیگری اگر جای حاج قربان بود، برنامه اش را اجرا می کرد و احتمالاً نمازش را به منزل می برد. دست کم فضای اجتماعی حاکم چنین القاء می کند که هر چه تظاهر کمتر بکنی، بهتر است. ولی این مناسبات به کار حاجی نمی آمد. او با دلش، با سازش، با مردمش و با خدایش یکی بود. روحش شاد و یادش گرامی باد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 14:28 توسط هوشنگ ساماني |
|
|
صفحه نخست تماس با من Contact Me آرشیو |
| درباره وبلاگ |
هوشنگ سامانی
آهنگساز و روزنامه نگار موسیقی آثار منتشر شده: 1- عاشق نامه(1) با صداي علی امير قاسمی، مهدی محمدی و حسين بهاربين 2- مرزنگ(موسيقی بختياری) با صدای شهرام براتپوری 3- مرحمت با صدای اشکان کمانگری (در شرف انتشار) |
|
RSS
|